|
کثافت داری بهم می زنی چشم های سبز عقی ام را
پست الکترونیک دلنوشته های قدیمی پايگاه هاي فرهنگي
مهر 1388
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 بهمن 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385
اگه ترانه توپ می خوای برو تو....( خانوم مهسا کیان)
این یکی×اون یکی سارا کشکولی اقای فروتن باباااا بی خییییییال(خانم دهقانی) عاشق تنها هر چه می خواهد دل تنگت بگو عشق من عاشقم باش(اقا امید) آقا مهیار مرگلی عزیزم سارا خانوم گل افشین حیدری مهدی واران آقای یارجانلی(چشمان ناچار) سعید(غریبه) خانم زهراسادات هاشمی سرندی پیتی آرمان بزرگ زاده شعر رومشکانی س.ع.ل سمانه محقق آقای حاجیان زاده وبلاگ شاعران جوان قم آقای غفاری شور عشق(حسام) والاترین عشق :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سکوت خاکستری
پر از تردیدو انکارم...دلم خون است بیمارم..هوای گریه دارم کاش چشمان تو اینجا بود... تولدت از الان مبارک!
فراتر از مرزهای تنم تو را دوست دارم فراتر از مرزهای تنت تو را دوست دارم آن جا که رسالت اندام ها به پایان می رسد..! |+| نوشته شده توسط زهرا. بزرگ زاده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 19:47
گاهی فقط
سلام ولنتاین مبارک...
امید وارم همه به عشقتون برسید!!!!!! گاهی فقط تنها دلیل زیستن یک شانه است برای هق هق گریم! گاهی تنها نیاز گرمای دست توست! برای خشکاندن مسیر باران چشمم! گاهی نفوذ نگاهت برای من در یاست گاهی سلام و کلام بی تو پوچ می ماند گه گاه ماهی ها هم غرق می شوند به خدا ار لحظه ای به گرداب تو نیندیشند و مبادا روزی که من ماهی شوم زیبا! گاهی به من بگو هی حوا! تو چقدر شبیه حوایی و من چقدر شبیه آدمم گا هی فقط گاهی! |+| نوشته شده توسط زهرا. بزرگ زاده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 15:7
خدا سلام
من همان دختر آشنای دیروزم و فراموش شده ی امروز! خدای مهربانم آیا من استحقاق چنین مجازاتی را داشتم؟؟ محکوم به تنها ماندن محکوم به دور ماندن از تو! خدایا فکر می کنی من مستحق چنین اتفاقاتی هستم؟؟؟مگر چند سال دارم که باید این کوه غم را به دوش بکشم.....به یاد داری:زمین خوردم ترک برداشتم در هم خورد شدم..و حالا که دوباره جان گرفته ام تو رهایم کرده ای ! |+| نوشته شده توسط زهرا. بزرگ زاده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 11:0
و قلبم از همه دل گیر تر بود
نگاهم از همیشه پیر تر بود تو اما بی تفاوت بودی انگار دلت از عشق سردم سیر تر بود |+| نوشته شده توسط زهرا. بزرگ زاده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 ساعت 19:29
|