تبليغاتX
سکوت خاکستری
سکوت خاکستری
گیرم که نام من ز لبت محو گشت و مرد...یاد مرا چگونه فراموش می کنی!؟
آه...
چراغ چشم من بی نور گشته است

نگاهم از نبودش کور گشته است

 

همان که عشق را رویاند در من

همان آقا کمی مغرور گشسته است...

 

پ:شکست در پی شکست

خدا چرا به داد من نمیرسد؟!!

|+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 23:54 |

درون سینه ات پنهان شده ماه

مرا از چاله بردی تا لب چاه

تو هم بی معرفت امروز دیدم

به جای قلب داری خرمن کاه

|+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 10:52 |


Image and video hosting by TinyPic