![]() تو را در زنبیل نان جستجو می کنم ... نیستی! هر شب همان جا پنهانت می کنم! آخر تو از نان شب هم برای من واجب تری!
پست الکترونیک دلنوشته های قدیمی پايگاه هاي فرهنگي
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385
عاشقانه های...
اگه ترانه توپ می خوای برو تو....( خانوم مهسا کیان) این یکی×اون یکی مانای مهربان اقای فروتن باباااا بی خییییییال عاشق تنها اون و سیسیل.... عشق پرسپولیس فرشته جون هر چه می خواهد دل تنگت بگو عشق من عاشقم باش(اقا امید) آقا مهیار مرگلی عزیزم سید مهدی موسوی سارا خانوم گل افشین حیدری مهدی واران سایه ی عزیز اقای صادقی آقای یارجانلی(چشمان ناچار) سعید(غریبه) :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سکوت خاکستری
گیرم که نام من ز لبت محو گشت و مرد...یاد مرا چگونه فراموش می کنی!؟ تنها تر
من از خودم هم تنها تر هستم...
آخرین دوم شخص زندگیم هم متلاشی شد عقلم به هیچ کجا قد نمی دهد دلم هیچگاه قد کشیدن را... این موریانه های گندیده ی اعتماد روح مترسکی ام را جویده اند می خواهم از این جاده های عبث دل بکنم می خواهند این رفیق های مخدر ترکم کنند.. و من چه تنهایم چه تنهایم که سالهاست اول شخص مفردم را لای تقویم ها جا گذاشته ام... |+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 20:32
یه شعر خییلی قدیمی
به یاد قدیما.....
چشم های من هنوز تو را ضجه می زنند و در خیال خود میان دست های تو سکوت کرده ام نه مهربان من اشتباه رفته ام تو ماه هاست رها کرده ای مرا و رفته ای توبه کن و بازگرد! بمان و روز های زرد را زرد و پر درد را رنگ کن! بیا و روز های سخت بغض را ببین بیا برای لحظه ای کنار من بشین و طبق عادت قدیم مرا ببوس دلم برای بودن وجود ت اشک می شود سوادکم زیاد نیست ولی برای لحظه ای سرودنت مشک می شود! مسافرم! شبانه های قلب من سیاه نیست بیا و منصرف بشو. کوچ مکن برای ماندنت مگو که راه نیست تمام شاعرانه ام فدای تو تمام حسرت دلم برای ماندنت جز آه نیست بیا سکوت خسته ی مرا ورق بزن بیا و درب های بسته ی مرا تتق بزن تو رفته ای و بعد تو دلم غریب مانده است صدای پای تو صدای قلب من دلم شکست و رد پای تلخ رفتنت میان چشم من نشست!! |+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 19:1
زمستان که می شد
میدویدیم در سفید ترین نقاط حیاط آدم برفی می ساختیم می ساختنمان چه خیال هایی که از سرما می بافتیم گرممان می کرد زمستان تمام شد آدم برفی ها رفتند آدم ها برفی ماندند من آب شدم تو وارث همان زمستانی وسرمایی که هیچگاه گرم نشد و من در هزاهز کودکانه ام هی تو را می ساختم هی تو بزرگ تر می شدی هی سرد تر می شدی ومن هی آب تر تو ماندی و حیاط به آسمان پیوستم..... |+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 17:7
|