سکوت خاکستری
گیرم که نام من ز لبت محو گشت و مرد...یاد مرا چگونه فراموش می کنی!؟
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیستدیدم کار م از یه راهو دو راهو سه راهو اصلا چه فرقی می کنه من که همیشه بی راهه می رفتماسم وبلاگو عوض کردم خسته شدم از این همه راه مسخره!می خوام سکوت کنم
|
+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در شنبه یکم دی 1386 ساعت 10:50
|
من از عاشق شدن باکی ندارم
نگاه خیس و غمناکی ندارم
پر از احساسم اما هر چه گشتم
سراغ از یاور پاکی ندارم....!
|
+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در شنبه یکم دی 1386 ساعت 10:15
|