سکوت خاکستری
گیرم که نام من ز لبت محو گشت و مرد...یاد مرا چگونه فراموش می کنی!؟
سلام
امشب بد جور دلم گرفته..
یاد قدیما....
و یه دو بیتی که تو رستوران اومد
من عاشقت اما تو مردد بودی
بین دلمان فقط شما سد بودی
من پیر شدم تو تازه از نو آغاز
یک عمر گذشت!تو چقدر بد بودی
|
+| نوشته شده توسط بزرگ زاده در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 0:2
|