تبليغاتX
سکوت خاکستری
سکوت خاکستری
پر از تردیدو انکارم...دلم خون است بیمارم..هوای گریه دارم کاش چشمان تو اینجا بود...
سلام....

نیستم.

یه مدتی نیستم.

هیچ جا....

شاید این ترم ددانشگاه هم نرم...

دیگه نمیتونم تحمل کنم...

از بچه های تولدی دیگر معذرت میخوام...

هر وقت حالم خوب بشه میام...

از دوستای وبلاگم..

کسایی که میانو بهم سر می زنن...

معذرت میخوام.

دعام کنید!

 

پدر دانه های تسبیح را دانه دانه می انداخت

سلام

صلوات

درود

 

و من همه ی وجودم را قطره قطره اشک میریختم.

 

رفتم

:برو

بدرود

 

 

پ ن:شبای قدر ترخدا دعام کنید...به دعای تک تکتون نیاز دارم....

 

خداحافظ تا دیدار مجدد

 

|+| نوشته شده توسط زهرا. بزرگ زاده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 16:20 |


Image and video hosting by TinyPic