تبليغاتX
سکوت خاکستری
سکوت خاکستری
پر از تردیدو انکارم...دلم خون است بیمارم..هوای گریه دارم کاش چشمان تو اینجا بود...
سلام..
امشب پرم از بغض...
پرم از خاطرات کهنه...
از سردا و کبوتر سپید....
اززز
لعنت....

اینم دوبیتی... رباعی..نمیدونم هر چی که هست...
دلم سخت گرفته...

 

کسی را خواستم او رفت اما

نگاهش شد برایم یک معما

 

بگو اصلا قضیه از کجا بود

من او را خواستم یا او مرا یا.....


|+| نوشته شده توسط زهرا. بزرگ زاده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 0:37 |


Image and video hosting by TinyPic